|
پناه میبرم به بهاری که تویی ... از شر تمام پاییزهای بیوقت
|
مادر ممنونم که من رو با فاطمه ی زهرا آشنا کردی.
ممنونم که بهم یاد دادی بهترین و زیباترین لباس و زینت برای هر زنی پوشش و حیاشه. مرسی که چشمام رو عادت دادی به اشک برای حسین نه خنده برای یزید. خنده های فریبنده نداشته باشم برای مریضانی که از نامهربانی زنان بیمار شده اند،بندگان خدا هم چشمانشان مریض شده و هم دلشان... و من چقدر دلم میسوزد برای این بیماران که شاید بیشتر دردشان کتک خوردن از زنان ظالمیست که با لبخند، آنان را زیر چکمه های صدا دارشان له میکنند. دیگر واقعا غیر قابل تحمل است نفس کشیدن... وقتی روی شیشه های مترو هم مینویسد : " اندیشه ی زیبا...چهره ی زیبا " !!! چرا من نمیتوانم بین این همه زن بی حجاب یا به قولی بد حجاب با چادر احساس امنیت کنم؟ آخر میدانی وقتی می ایستیم برای آمدن ماشین یا مترو همین زنانی که مدعی روشنفکر و آزادی اند طوری بهت نگاه میکنند که انگار کار ناشایستی انجام دادی یا انگار دماغت مثل پینوکیو دراز شده و روی سرت گوشهای دراز درآوردی!!! ای خانوم ،چرا به من که جوونم میگویی که بخداوندی خدا اسلام واقعی در اسپانیاست؟ چرا میگویی ما مسجد را خودمون بنا کردیم و بردیم بالا؟ بگویید ببینم چادر من به شما چه ظلمی کرده؟ که اینگونه باهاش سر جنگ دارید؟ چرا وقتی به خرید میرم علاوه بر اینکه کالای مورد نظرم رو پیدا نمیکنم (از بس همه ی اجناس برای امثال شماست نه من که دنبال آن نیستم که به دنیا با انواع و اقسام لوازم آرایشی بفهمانم که من یک دختر زیبا هستم!!) و باید وقتی به خیابون میام فکر کنم اومدم بالماسکه؟ دوست عزیزی که میگویی ایران وضعش توی این زمینه ها عالیست...لطفا جواب بده که شما در کدام شهر هستید که هیچ زنی رو مانند خیابانهای گوهردشت کرج نمی بینید؟ جالب اینجاست که مدام هم غُر میزنند که ایران بالاترین مصرف رو در لوازم آرایشی در کل جهان داره!خودم این حرف رو از همین خانومایی شنیدم که آرایش از صورتشون چکه میکرد،آخه یکی نیست به این بگه: عزیز دلم تو که اینو میدونی کمتر بخر این مواد رو که افسردگی هم آمارش بیاد پائین! چرا وقتی از خیابون ولیعصر یا هزاران خیابون و محله ی دیگه که میگذری فروشنده ها فریاد میکنن : "خانوم بدو اینور بازار..." یعنی زن اینقدر بی مقدار و بی ارزش شده که سرش رو با این اجناس گرم کنند تا دفعه ی بعد مُد دیگری رواج پیدا کنه توی جامعه؟ یک سوال دارم: غرب که مدعی حقوق زن هاست بگه آیا زن یعنی برهنگی و عریانی؟ اگر نه چرا برای تبلیغ کالاتون از زنان برهنه استفاده میکنید؟حتی اگر آن جنس آدامس باشد؟ عزیزان دل من بهتر نیست کمی از تجمل گرائیمون کم کنیم؟ به این جمله فکر کن: **** فرشته ها قصر ندارند،بانو!!!****
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 0:30 ] [ دل باخته ]
[ ]
سالها ديدارت را به انتظار نشستم،
افسوس كه در لحظه وصال
هجوم اشك اجازه ديدن رويت را به من نداد . . .
[ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 12:39 ] [ دل باخته ]
[ ]
خدااااااااااا ..... . . .
خدایا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ [ شنبه 9 اردیبهشت1391 ] [ 21:56 ] [ دل باخته ]
[ ]
گفتم کعبه،مدینه.... نشد!
دلم خوش شد به کربلا اما گفتی و فهمیدم حقیرتر از اینام! چشمامو به امید گنبد طلای امام رئوف بستم ولی...
. . . شما را به اسمتون قسم دیگر بخواه که نصیبم شود حداقل ، زیارت قبر یک یک منتقم در راه تو! [ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ 13:34 ] [ دل باخته ]
[ ]
شیداتر از این شدن چگونه؟
رسواتر از این شدن چگونه؟
بیهوده به سرمه چشم داری زیباتر از این شدن چگونه؟
من پلک به دیدن تو بستم بیناتر از این شدن چگونه؟
پنهان شده در تمام ذرات پیداتر از این شدن چگونه؟
ای با همه، مثل سایه همراه تنهاتر از این شدن چگونه؟
عاشق شدم و کسی نفهمید رسواتر از این شدن چگونه؟
حرف دل : این روزها دلم چقدر برای آن روزها تنگ شده ... درد دل : بودنت را آنقدر باور کردم در هوای بارانی که گمان میکردم وقتی نباشی کنارم... باران هم نمی بارد!! هوای دل : دلم هواتو کرده! آخر من که سنگ نیستم بی انصاف...! [ دوشنبه 28 فروردین1391 ] [ 21:22 ] [ دل باخته ]
[ ]
سلام به همه ی دوستان عزیز
این پست یک کمی با پستهای قبلیم فرق میکنه، نظر شما رو مثل قبل میخوام منتها خیلی بیشتر و دقیق تر! میدونید که ما توی ایام فاطمیه هستیم که البته رو به اتمام است. اما این روزها مثل پارسال در همین زمان شاهد پخش سریال طنز در تلویزیون هستیم. من نمی خواهم یک طرفه حرف بزنم و این بار میخوام شما و سایر عزیزانی که حتی اتفاقی به وبم میایید نظرشون رو بگید. بگید که به نظر شما این کار صدا و سیما درسته یا غلط؟ با دلیل و منطقی جواب بدید لطفا...! به امید دنیای پر از عدل التماس دعا... [ شنبه 26 فروردین1391 ] [ 0:29 ] [ دل باخته ]
[ ]
این روزهـــا
نفسهـــایم به شماره افتاده اند نفس هاییـــ که تا این لحظه به شوق دیــــدارت به امید نگـــ ــاه گرم تو در جاده ی زندگــی ام بی تـــاب و بی قــرار می آمــدند و می رفتند و گاهی درد میگرفت پای صبـــــ ــــرشان و قلبــم را نوازشهـــای پر دردی می دادند و چه بارانـــــی به راه می انداختند چشـــمهای همیشه بیـــ ـدار من! ****** چگونه از دست بشویم شکوفه های یاس انتظــــ ــ ـارت را؟ خانه به دوش میجــویم نام زیبای جاودانــــت را! دیگر دارد پای نفس هایم میبرد از این راه پر پیــچ و تاب چون زلـــف بی مثالت! دلم امانت توست در دستانـــم . . . ... بازگـــــ ــرد! نه برای چشم به راهی من... بیا و بستان این امانتی خویـــش را! ******* دنیایی شده عالم بی تــــو... امانتـــدار را خیانـــ ـت بزرگ میکند و آدمکـــــهای سنگی را ... دروغ! و من چه هراسی دارم از قلبهای سنگ شده اما تپــــنده! نگاهم التمــ ـاس را بدرقه ی راهت کرده است و ملتمســـانه فریــ ـاد میکند: پــــ ـایـــ ـان ده به این دل آشــــ ـوبی من! ********** تـــاابــــــ ــ ــــ ـدچـــشـــــ ــ ـم به راهــتــــ ــ ـم ××××××××××××××××××××××××××××××××××××××× خواهش: یه جوونی محتاج دعاتونه،براش دعاکنید این ایام !! ....... ممنون کاش میشد رفت و هیچ عشقی مانعت نمیشد حتی عشق خدا...! دلم تنگه ... چه خوب میشد اگه رنگ تو بود همه ی دلتنگی هام!! موضوعات مرتبط: اشعار دل باخته(خودم) [ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ 15:8 ] [ دل باخته ]
[ ]
امروز فهمیدم که هرکسی ظاهر مذهبی داره
یا پستها و مطالب مذهبی میذاره خوب و مومن و مقید نیست! بس نیست ظاهر فریبی؟ به خودتون بیاید آدمایی که تو خواب عمیق زمستونی غرق شدین.... حالم بد میشه وقتی اسم علی و آلش رو میارید به زبونی که در خلوت شب و روزش رو با ... (لا اله الا الله،آدم میمونه تو این نقطه چین چی بنویسه)!! آبروی همه ی مذهبی ها رو بردید با این کارهاتون... وبلاگی میزنید که اول عکس رهبر عزیزمون بالا میاد و اسم شهدا رو روش گذاشتی اما تو دلت هزار جور مرض داری،مریض روانی!! من نگفتم و نمیگم که مومنم...که مذهبیم چون اگه بودم امامم الان غائب نبودن... اما تویی که مدام دم از علی و حسین و ... میزنی بدون که داری میری ته ته جهنم اصلا سقوط کردی به اسفل السافلین اما خودت خبر نداری.... برات متاسف هم نیستم... که دنیات کثیف تر ازونی شده که کاری از ما آدما بربیاد فقط باید دست به دامن خود خدا بشی... برو توبه کن،برو توبه کن!
دوستان عزیزم ببخشن چه میشه کرد گاهی مجبوری حرفایی رو بزنی که . . . ! هیچ وقت به ظاهر آدما و حتی شغلشون اعتماد نکنید البته نه اینکه همه بد باشن و یا اونایی که ظاهر مذهبی دارن بدن نه!!! فقط اول سیرتشونو ببینید بعد صورتشونو! [ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 19:30 ] [ دل باخته ]
[ ]
دوشنبه 21/ فروردین/ 91 برادران: سینما سپیده ساعت16:30 حرکت سرویسها از طرح جامع ساعت15:30 [ شنبه 12 فروردین1391 ] [ 12:7 ] [ دل باخته ]
[ ]
این روزها شاهد فیلم های بسیاری از تلویزیون جمهوری اسلامی هستیم که به بهانه ی تعطیلات عید پخش می شود.عید نوروزی و اصیل ایرانی که برای ما ایرانیان است ولی سیاست صدا و سیما اجازه نمی دهد فیلم هایی که مردم قرار است با آنها روزشان را شب کنند ایرانی و ساخت کشور خودمان باشد.شاید به جرات میتوانم بگویم که نسبت پخش فیلمهای خارجی و غربی به ایرانی ۷۰ به ۳۰ یا شاید هم سهم کمتری به ایران اختصاص داده شده است و این جای بسی تاسف دارد.
از این موضوع هم که بگذریم همان ۳۰٪ هم فرصتی است برای پخش فیلمهایی بسیار ضعیف یا القای تفکراتی ضد ارزشی. فیلمهای ضعیف و بی بنیه ای مثل شیر و عسل که هیچ مفهومی را نمیرساند و یا فیلم ورود آقایان ممنوع که بیانی کاملا فمینیستی دارد. کاری که با دیدنش فقط فشار آدم بالا می رود که آخر چرا ؟؟؟ چند روز پیش فیلم دل شکسته که بسیار زیبا و پر معنی هست پخش شد. از اینکه این فیلم قرار است روی آنتن برود خیلی خوشحال شدم.اما هنوز نمیدانم چرا وقتی از سرداری که در زمان جنگ سربند یا حسین اش روی سرش بود سوال می شود سربندت کجاست و او جواب میدهد اینجا روی قلبم صدایش را قطع می کنند. نمیدانم گفتن حسین در رسانه ی ما ممنوع شده است یا کلمه ی قلب!!! آقایان رسانه ای!!! چرا خون این همه شهید را نمی بینید و لگد مالشان میکنید؟
دل باخته : التماس دعا [ چهارشنبه 9 فروردین1391 ] [ 18:0 ] [ دل باخته ]
[ ]
سرم خیلی شلوغه و کلی کار رو سرم ریخته اما فقط اومدم بگم :
بهار واقعی دنیا فقط وقتیه که مولای تمام دلها پیش چشم ما ظاهر بشه ... نوروز مبارک باشه !!! هرچند لایق نیستم اما دعاتون میکنم ، دعام کنید !!! به امید شنیدن این خبر که : در اولین جمعه ی سال ۱۳۹۱ مهدی فاطمه آمد
[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ 20:40 ] [ دل باخته ]
[ ]
انصافـــــــــــــ نیســــــــتـــــ
دنیــــــا آنقدر کوچــــــــــکـــــــ باشد . . .
که آدمـــــــ های تکراری را روزی صــــــــدبار ببینی . . .
و آن قدر بــــــزرگ باشد . . .
که نتوانی آن کس را که دلــــــــت میخواهد
حتـــــــی یک بار هم ببیــــــــنی . . .
[ چهارشنبه 24 اسفند1390 ] [ 17:18 ] [ دل باخته ]
[ ]
امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت میکردم،امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که میخواستی بپوشی. وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری بایستی و به من بگویی : "سلام" اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی بعد دیدمت که از جا پریدی !! خیال کردم میخواهی چیزی به من بگویی اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم. با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلا وقت نداشتی با من حرف بزنی . متوجه شدم قبل نهار هی دور و برت را نگاه میکنی شاید چون خجالت میکشیدی ،سرت را به سوی من خم نکردی...! تو به خانه رفتی و به نظر میرسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری. بعد از انجام دادن چند کار تلویزیون را روشن کردی، نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری... باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه میکردی شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی! موقع خواب فکر میکنم خیلی خسته بودی، بعد از انکه به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی به رختخواب رفتی و فورا به خواب رفتی! نمیدانم چرا امشب به من شب به خیر نگفتی اما اشکالی ندارد..آخر مگر صبح به من سلام کرده بودی ؟ هنگامی که به خواب رفتی صورتت را که خسته تکرار یکنواختی روزمره بود، عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی . . . احتمالا متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را میکنی! حتی دلم میخواهدبه تو یاد دهم چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر، یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید! خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود !به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی . . . !! دوست و دوستدارت : خـــدا [ جمعه 19 اسفند1390 ] [ 1:17 ] [ دل باخته ]
[ ]
سوار تاکسی میشم برای اینکه زودتر تن لاجونم رو به خونه برسونم...
مث همیشه اولین نگاهی که میندازم به ضبط ماشینه، که ببینم روشنه یا خاموش، ببینم چه آهنگی گذاشته... آخه شخصیت ادما رو به عقیده ی من میشه از آهنگا و شعرایی که میشنون شناخت! دیدم بر عکس بقیه آهنگش آرومه نه رپه و نه ازین خواننده های زن مسخره که حالمو بد میکنن. یه آهنگ تقریبا سنتی اما صداش رو واضح نمیشنوم. یهو یکی از آقایون مسافر گفت: نسل شما ازین چیزا هم گوش میده؟؟ پیش خودم گفتم : مگه چی میخونه؟(چون من یه ته صدایی میشنیدم) دوباره یکی دیگه که تصویرش رو نداشتم گفت: آره آقا! ما بازم گوش میدیم این دهه هفتادیا هستن که داریوش و... رو نمیشناسن!! منم که تازه دو زاریم افتاد عــــــــــجــــــبــــــا!!!! بعد شروع کردن که آره بچه های این زمونه فقط رپ و ازین چرندیات که حتی برای بار دومم غیر قابل تحمله گوش دادنشون،میشنون!!! منم ازونجا که یه ... محترمم آخرش همون آقا که بحث رو شروع کرد گفت: یه امام جمعه( نفهمیدم کیو گفت) گفته: ما بچه هایی رو که شاه تربیت کرد فرستادیم روی مین و حالا بچه هایی که خودمون تربیت کردیم نمیتونیم بیاریم مسجد... منو میگی عصبانی شدمُ داشتم میترکیدم... آخه اگه شهدا نبودن تو الان اینجا بودی؟؟؟ بعد یه کم فکر کردم دیدم راجع به تیکه دوم حرفش یعنی جوونای امروزی همچین بد هم نمیگه. وقتی میرم مسجد جوونی نیست که حتی باهاش حرف بزنم. و هر روز این وضع بدتر میشه... وقتی مساجد هیچ کاری برای جذب جوونا نمیکنن... وقتی میخوام کار فرهنگی کنم براشون و میگن: بودجه نداریم و... خب ما هم کمتر میریم مسجد... جایی که امام خمینی تاکید به برقرار نگهداشتنشون میکرد...!!! بخدا این رسمش نیست که بهمون بگن بچه هیئتی!!!! ما رو باید بگن : فلانی...همون بچه مسجدیه!!! بخدا شهدا هم مسجدی بودن......... بچه ها... نماز توی مسجد باعث میشه بیشتر دل بسته ی خدا بشین!! امتحان کنید.... [ پنجشنبه 4 اسفند1390 ] [ 21:53 ] [ دل باخته ]
[ ]
معاویه بن وهب میگوید:شنیدم که حضرت صادق علیه السلام میفرمودند: چون آدمی توبه نصوح(وخالص) کند،خداوند اورا دوست میدارد و در دنیا و آخرت بر(گناهان) اوپرده پوشی میکند. من ازعرض کردم چگونه بر او پرده پوشی میکند؟ فرمود:هرچه ازگناهانی که دوفرشته موکل بر او، برایش نوشته اند، از یاد آن فرشته ها میبرد و به جوارح و اعضای بدن او وحی میکند:که گناهان او را
پنهان کنید و به قطعه های زمین(که در آنجاها گناه کرده)وحی فرماید:که پنهان کن آن گناهانی را که بر تو کرده است، پس خداوند را هنگامی ملاقات میکند که چیزی که به ضرر او بر گناهانش گواهی دهد نیست. اصول کافی،ج4،ص164
امام باقر علیه السلام:خداوند متعال از توبه بنده خود بیشتر خوشحال میشود از کسی که درشب تاریکی زاد و توشه خود را گم کند وسپس آنها را بیابد. کافی،ج4 ص167 امام صادق علیه السلام:بندگان خدا گناه میکنند و آنقدر گناهانشان زیاد میشود که فاصله آنها با بهشت به اندازه فاصله زمین تا عرش میشود ولی هنگامی که با اشک چشم و پشیمانی گناهانشان نزد خدا میروند، خداوند کاری میکند که فاصله ی آنها تا بهشت به اندازه فاصله دو چشم از یکدیگر شود... [ شنبه 29 بهمن1390 ] [ 12:20 ] [ دل باخته ]
[ ]
|